ای منه من، تو کیستی؟

سال ها پیش از این٬من که هرگز شعر نگفته بودم خواستم شاعری
هم کرده باشم٬چیزی شبیه به شعر گفتم:

در این راکد
در این گرداب
در این آرامش موهوم
چرا آیا
می گرداند موج
می غلطاند سنگ
دریا…

از دنیا و حیات و ممات چیزی دستگیرم نشده است.
راستش این است که از خلق و خلقت و مخلوق چیزی حسابی سرم نمی شود.
حیرانم و بی خبر و ماندن را به مردن ترجیح می دهم و معتقدم که آدمیزاد
مسائل مهم خلقت را نفهمید و گمان نمی رود که بفهمد.
عیبی هم ندارد.
در مجهولات غوظه ورم…